خرید بک لینک

من بیادت هستم رفیق...

درود بر شرابی که نوشیدن مادی ندارد


"یاد"...است


یادی که در خاطر داری و مرورش به وجدت می آورد...


کهنه اش مست ترت میکند...


وتازه اش را مزه مزه میکنی در آفتاب و سرما..میگذاری تا کهنه شود


نه اینکه بگذاری فراموش شود...نه


میگذاری ومی پرورانیش اش تا هفت ساله شود....


فقط یاد آن خمره که در انبار یادت هست کافیست به وجد بیایی و خراب...


من بیادت هستم رفیق...

برچسب: نویسنده: ماهان عابدی تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:52

اردی بهشتی گذشت ودرهای بهشت باز ِ باز..چهارطاق..به روی مادر از گل زیباتری..به روی جنسی از حوری و پریبه روی ماهی ، از هر عیب ،منزه و بری...اردی بهشتی گذشت و غم هاش تمام گشت و رفت...غم های او برای من ، برای زندگیمغم های این سالها ، غمهای کودکیمغم های من که دور از من و برای من ، اشک از کناره چشهاش می چکید ...اردی بهشتی گذشت و برایم جهنم ابتدا شد..شادی گذشت و روزهای پر از غم آغاز شد..اردی بهشت ماه غریب تولد من ست..شادی به من نیامده!! ماتم شروع کار شد..اردی بهشتی گذشت و اردی بهشتی ز راه می رسد..آن رو

برچسب: نویسنده: ماهان عابدی تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:52

بعد مدت ها.. بعد مدت ها در روز جاری دوباره اومدم اینجا تا بنویسم برای دل خودم برای حرف هایی که نمیشه گفت ب کسی برای حرف هایی که دلم میخواست بگویم ب عزیزی که نه میشه داشت و نه میشه نداشت ، یعنی میخواهم کنار خدا داشته باشم و او کنار خدا می ترسد و مرا با خدایم نمی خواهد، هرکداممان را جدا جدا می خواهد.. از جمعمان می ترسد و نفهمیدم چرا.. گفتم بیا و دوتایی ما را بخواه، گفت تنها خدا و تنها تو دلش بامن است و دوستم دارد و دلش با خداست و دوستش دارد.. اجازه دارد هردو را نگهدارد ولی باز هم... کاش آنقدر

برچسب: نویسنده: ماهان عابدی تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:52

صفحه بندی